ميرزا محمد حيدر دوغلات

459

تاريخ رشيدى ( فارسي )

ميرولى و شاه‌دانه كوكلداش ، اين ابدال شيخ به جاى شاه‌دانه شده بود از او استماع دارم كه شصت هزار جبا 456 خانه معدّ بود و دوازده هزار كيجم 457 و اسباب و سلاح ديگر را از اين قياس توان كرد . اما سپاهى را تمام ساخته بود رعايا و اهل حرفه و باغبانان و اهل زراعت را تربيت فرمود . آنكه بهتر دانست نام ميرزا بر او اطلاق مىكرد ، صد و دويست « 1 » را تابعين وى مىكرد و آنكه از او كمتر بود اسب و سلاح و يراغ تمام مىداد . نظم : سال‌ها بايد كه تا يك سنگ اصلى ز آفتاب * لعل گردد در بدخشان ، يا عقيق اندر يمن ( 211 پ ) ماه‌ها بايد كه تا يك پنبه‌دانه ز آب و گل « 2 » * حورى 458 را حله گردد ، يا بهشتى 459 را كفن روزها بايد كه تا يك مشت پشم از پشت ميش * زاهدى را خرقه گردد ، يا حمارى را رسن بسياران « 3 » 460 باشند كه تمام عمر را در ورزش افت و انداز سپاهىگرى صرف كرده باشند چنانچه بايد و شايد آموخته نباشند . در هزار مرد سپاهى كه عمر را در پى اين تلف كرده باشند صد مرد دلاور پيدا نمىشود و دو مرد سردار يافت نى ، خاصه كه مردى در تمام عمر دسته اماج 461 گرفته تا چمچمه 462 اماج 463 باشد . فى الحال قبضه شمشير گرفتن نتواند ؛ بيت : هيبت روز مصاف صف سجع برشكست * قبضه شمشير كين دلاور شكست كسى را كه دايم كلوخ فلاخن انداخته گنجشك زراعت رمانيده باشد ، فى الحال چگونه قبضه كمان گرفته تير به خصم اندازد ؟ نظم : كمان را كماندار بايد نخست * كشيدن ، گشودن به شصت درست

--> ( 1 ) . نگ : بيست . ( 2 ) . نگ : - ز آب و گل . ( 3 ) . نگ : - بسياران .